آئينه ي بدنامي...
پيش شما آئينه ي بدناميم امشب
چون لحظه هاي سرخوش خيّاميم امشب
يك شيشه مي چون اشك عاشق صاف مي خواهم
تا بشكنم تنگ سفال خاميم امشب
چون قايقي بي سرنشين زنجيري موجم
اوجم، فرودم روح ناآراميم امشب
جامي دگر پركن ازين معجون كه مي خواهم
پايان دهم بر دفتر ناكاميم امشب
بگذار تكفيرم كند هركس كه مي خواهد
بگذار هشياري نباشد حاميم امشب
چون تاك بر دار مجازاتم بياويزيد
جامي دگر پركن اگر اعداميم امشب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۲ ب.ظ توسط سورج براتی
|