پيش شما آئينه ‎ي بدناميم امشب

چون لحظه‎ هاي سرخوش خيّاميم امشب

يك شيشه مي چون اشك عاشق صاف مي ‎خواهم ‏

تا بشكنم تنگ سفال خاميم امشب ‏

چون قايقي بي ‎سرنشين زنجيري موجم

اوجم، فرودم روح ناآراميم امشب

جامي دگر پركن ازين معجون كه مي‎ خواهم ‏

پايان دهم بر دفتر ناكاميم امشب

بگذار تكفيرم كند هركس كه مي‎ خواهد

بگذار هشياري نباشد حاميم امشب

چون تاك بر دار مجازاتم بياويزيد

جامي دگر پركن اگر اعداميم امشب